سلام برو بچززززززززز
همیشه یکی از دوستام بهم میگفت بایزید بسطامی ترکمن بوده. منم بیکار ننشستم و رفتم تحقیق کردم.تو کتابه تذکره الاولیا (نوشته ی عطار نیشابوری از روی نسخه ی رینولد نیکلسون قسمته مناجات بایزید بسطامی صفحه ی۲۱۱ خط آخر) یک ذکری از زبانه خوده بایزید رحمه الله علیها اومده که شکه من رو به یقین تبدیل کرد: خداوندا ترکمانی ام هفتاد ساله موی در گبر سفید کرده.از بیابان اکنون بر می آیم و تنگری تنگری(به زبان ترکمنی یعنی الله الله) می گویم... بایزید در شهر بسطام نزدیک شهر شاهرود استان سمنان آرامیده و تا ترکمن صحرا ۴ ساعت فاصله داره.اگه کسی اطلاعاته ببشتری داره ممنون میشم ما رو هم شریک کنه.
راستی آرامگاهه ابوسعید ابوالخیر هم تو شهره مهنه واقع در ترکمنستانه.ایشان هم ترک وترکمن زبان بودن. ولی انصافا به دور از هر تعصبی به نظره من عرفا و اولیای خدا به همه ی مردم جهان تعلق دارن و محدود به مرز و بومه خاصی نیستن.
امین.ن
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 19:34  توسط ترکمن یگت
|
سلام دوستان امیدوارم حاله همتون خوب باشه
ما دانشجوهایه ترکمنه تبریز اینجا دچاره یه مشکله بسیار بزرگی شدیم که باعث شده ما اینجا به ۲ دسته ی مشگ ها و پشگ ها تقسیم بشیم
به خاطره همین موضوع یک فراخوانی گذاشتیم که اگه کسی بتونه ثابت کنه اصله این کلمه مشگ بوده یا پشگ برنده ی یک جایزه ی نفیس خواهد شد.
این وسط یکی پیدا شده و میگه اصلش فشگه

.به هر حال از شما خواهشمندیم ما رو از این جنگه داخلی نجات بدین. (نظر یادتون نره)
با تشکر(سازمانه حمایت از گربه های ترکمن)
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 10:20  توسط ترکمن یگت
|
مختومقلی در سال 1733میلادی متولد شد ودر سال 1790میلادی دیده از جهان فرو بست؛ وی در زمان مرگ-برابر تاریخهای فوق 57سال سن داشت ،اما در یکی از مسمط های خود،تحت عنوان«بش بولمانگ»تصریح دارد که سن او از صد سال گذشته است
مختومقلی ! کوپ سودالی باشینگ بار
عمرینگ اوزاق یوزدن آشا باشینگ بار
اوزنگ بیلن اوزگه بیله نه ایشنگ بار
با خبربول،حق یادیندان،داش بولمانگ
معنی فارسی
مختومقلی
سر پر سودا و عمری بس دراز
از صد سال گذشته است عمر دراز تو
پس از عیب جویی دیگران بپرهیز
و حقیقت وجودی خود را بشناس که خود شناسی ،خداشناسی است.
مختومقلی در فاصله مرگ نادر و جلوس کریم خان در سنین بین 6تا16سالگی ،کار چوپانی و دهقانی و زرگری را تجربه کرد
ویژگیهای شعر مختومقلی
موضوع شعرهای مختومقلی ،عشق است و هجران و وصال و حیرت و توبه و نکته های اخلاقی ،اجتماعی ،وطنی و تعدادی مرثیه.
اخلاص بیله بیر کامله قول برگن
یتر بیر منزله یتمه یان قالماز
دریا ایچره یوزگن چول لردهیورگن
دم حسابین توکل اتمه یان قالماز
معنی فارسی
اگر کسی از صدق دل ،برانسانی کامل اقتدا کند
سرانجام به یکی از منازل سلوک خواهد رسید
واگر کسی در دریا شنا کند ،یا در صحرا قدم بردارد
باید که در هر دم و بازدم
به خدا توکل کند . آن کس که توکل نکند ،نابود است.
مختومقلی بو گنیگاشکرایله
الله نینگ قدرتین گوریب فکر ایله
رزق اوچین غم ایمه،حقه ذکر ایله
ازل ده یازیلان،سندن داش بولماز
معنی فارسی
مختومقلی شکر گزار باش برآنچه که داری
قدرت خدا را ببین
و،برعمق آن بیندیش
به خاطر مال دنیا غصه مخور بلبلکه به یاد خدا باش که،
در دایره تقدیر،روزی تو مقرر است.
یمختومقلی هرگیز تابمادی امان
مان دیلنگ زهری تیغ لردن یمان
یمان دیل یانینده زهری کوب یلان چاقساده بیر چیبین چاقنچا بولماز
معنی فارسی
مختومقلی هرگز از تیغ زبان در امان نبوده است
زهرزبان ،از تیغ تیز، بدتر است؛
و، زهر کشنده مار درمقایسه با آن از نیش پشه ناچیزتر .
دنیا یالانچی دیر،حرص و هوس دیر
یالانچی غه بیل باغلاماق عبث دیر
حرامی دیر،حرام زاده،ناکث دیر بیر عهدی پیمان ده ،دورماز یارنلار
معنی فارسی
دنبا،کذاب است و حریص وهوس باز
دزد است و غارتگر؛
و،پیمان شکنی حرام زاده ،
که هرگز به پیمان خود،وفادار نیست.
بسم الله دیب اوقیب قرآن هم یاسین
یورک دن چیقارمه حقینگ ثناسین
مختومقلی حق گچرگای گناسین جنت الماوا دک جای لری باردیر
معنی فارسی
به نام خدا ،قرآن و سوره یاسین بخوانید
از دل و جان ثناگوی خدا باشید
که بهشت برای ثناگویان آماده است
خداوند گناهان مختومقلی را ببخشاید.
+
نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 17:5  توسط ترکمن یگت
|
هجوم مغول و تسخیر قسمت اعظم ماوراءالنهر و خراسان در منابع معتبر نظیر جهانگشای جوینی و جامع التواریخ به تفصیل بحث شده است. هدف ما در این گفتار مقابله و درگیری مغولان با ترکمن هاست.
فرزندان چنگیزخان بعد از تسخیر بخارا، راه خیوه و اورگنج را در پیش گرفته با محاصره اورگنج جنگهای خونینی در کرانه دریاچه آرال بوجود آوردند. به شورش ترکمن ها در اکثر منابع اشاره شده است به ویژه دلاوری های سلطان جلال الدین زبانزد چنگیز خان بود.
«هنگامی که سرکردگان مغول در قراقوروم (قراقوم صحیح است) بودند، می خواستند از وجود صحرانشینان نیاز قشون را تکمیل نمایند. در سال 616 و 617 هجری شهر جند مورد تاراج قرار گرفت. خود جوچی در جند ماند و سال بعد از آنجا به خوارزم رفت. بخشی از لشکر تحت ریاست «اولوس ایدی» به قراقوم اعزام گشت و جای آن را فوجی ده هزار نفری از ترکمنان گرفت. فوج مزبور جزء لشکریانی که تحت ریاست تاینال نویان به خوارزم اعزام شده بودند درآمد.
تاینال به اتفاق مقدمه لشکر خویش چند منزل ره سپرده بود که خبر رسید فوج ترکمن شورش کرده و مغولی که به ریاست آن منصوب شده بود، مقتول گشته است. تاینال به درنگ عنان بازگرداند و به ترکمنان حمله کرد و بیشتر آنان را نابود کرد و بقیة السیف به مرو و آمل پناه بردند.» (1)
کمی بعد ترکمن های بلقان (بلخان)، اوست یورت، منقشلاق مجبور شدند تابعیت جانی بگ فرمانده اردوی طلایی را بپذیرند. به ترکمن ها خراج تحمیل گردید. آنان بجای خراج نقد، شتر پرداختند.
مامور جمع آوری مالیات در زمان جانی بگ فردی به نام «سانکلی- سین» از اویغورها بود. وی رأساً سرباز می گرفت و خود دادگاه تشکیل می داد و جزا معین می کرد. ترکمن های بلقان علیه خراج گیران قیام کرده «سانکلی- سین» را کشته، همراهان وی فرار کردند. مقارن همین ایام جانی بگ نیز کشته شد و بردی بگ به خاطر شورش های فراوان فرصتی برای سرکوبی ترکمن ها نیافت اما یک دسته ترکمن ها تابعیت خان را پذیرفتند. بعد از مرگ بردی بگ، ترکمن ها متوجه شدند که قدرت استثمارگران سست شده دسته به اسلحه بردند و رمه ها و گوسفندان خان را (گوسفندانی که از خودشان گرفته شده بود) یه یغما بردند. خراج گیران از ترس گریختند ولی از ترس فرماندهان اردوی طلایی در ترکمن صحرا و بلقان پراکنده شده بعدها تابعیت یموت را پذیرفتند.
به این ترتیب ترکمن ها علیه اردوی طلایی به نبرد برخاستند و بعد از نبردهای کولیکو (نبردهای تولای مغول با روس) اردوی طلایی حاکمیت خود را در مناطق بالقان و اوزبای از دست داد، به خاطر همین درگیری ها بود که در منابع مختلف از یورش مغول ها به ترکمن صحرا اطلاعاتی داده نمی شود.
سالرها، تکه ها و یموت ها و دیگر طوایف ترکمن از حاکمیت مغول ها آزاد گردیدند. در قرن نهم هجری خبر از استحکام مواضع مغول ها در مناطق ترکمن نشین بلقان، اوست یورت، مونگ قشلاق و خوارزم آمده است، به عنوان مثال پدر تقتامیش خان، «توی خوجه» در دهه 60- 50 قرن نهم در مونگ قشلاق حکومت می کرد.
اوضاع اجتماعی ترکمن ها در دوران مغولها
اطلاعات ما درباره وضعیت کشاورزی و نحوه معیشت ترکمن های مونگ قشلاق در قرن هشتم و نهم هجری از وضعیت آنان کمتر است، از نحوه پرداختن خراج به وسیله مال مشخص می شود که ترکمن ها در این دوره به دامداری مشغول بودند. ابولغازی درباره کوچ دامداران می نویسد:«در ایامی که مگس و پشه زیاد بود ترکمن ها از لب دریا (خزر) دور شده به مقدار 2 روز از کنار دریا در کنار چاه ها اطراق می کردند و بعد از اتمام علفزار آنها دوباره به کنار دریا بر می گشتند.»(2)
طغین جیحون در کشاورزی و آبیاری زمین ترکمن های این منطقه موثر گردید و در کنار ساری قمیش میدان های وسیع کشاورزی پیدا شد. با وجود تعداد ایلات در این منطقه باز هم ترکمن ها نقش اصلی را بازی می کردند. یکی از این طوایف «آداق لی» یا آداق لی حزر یا هزار» بود، چون این ایل در کنار جزایر زندگی می کردند به آنها آداق لی می نامیدند (آدا در ترکمنی به معنی جزیره است).
مقارن حمله مغول و تخریب میدان های کشاورزی و آبیاری، در دهستان و سایر نقاط ترکمن صحرا کمبود غله بوجود آمد.
افراد فقیر که مال و رمه ای نداشتند به کشاورزی و اسکان روی آورده و ترکمن های دامدار به کوچ پرداختند. این مسئله از تقسیم اولیه ترکمن ها به «چاروا» (مالدار) و «چمور» (کشاورز) خبر می دهد. ابولغازی در مورد پیدایش «حزر جوره» سرکرده طایفه حزر این گونه می نویسد: «چهار تن مغول و سپس 6 تن سالور در نزد حزر جوره به کار مشغول شدند تمام آنها ثروتمند شدند. به آنها طوایف مختلفی که توسط چپاولگران مغولی از پا در آمده بودند پیوستند و به این ترتیب این طایفه شکل گرفت.»
طایفه «آل علی» هم در قرن نهم این گونه پیدا شد، این طایفه در غرب اوزبای زندگی می کرد و رهبر آنها «علی جوره» بود، افراد فقیر از ترکمن و ازبک به گرد او جمع شدند و به همه «آل علی»- به مناسبت رهبر طایفه- گفته شد.
در قرن هشتم هجری عده زیادی از خراسانی ها به میان ترکمن های پناهنده شدند علت عمده مهاجرت آنها کی بخاطر فرار از دست ماموران مالیاتی و دیگر به خاطر قیام مسلحانه ای که علیه اردوی طلایی انجام دهده بودند می باشد، آنان به میان ترکمن حزر ها و آل علی ها و سالرها (درمنابع و متون به صورت سالور نوشته شده ولی تلفظ ترکمنی آن سالر است) پناهنده شدند. چون این عده در میان ترکمن ها زندگی کردند طوایف و تیره های جدید پیدا شد. برای فرار از دست مغول ها و اردوی طلایی، منطقه ترکمن صحرا منطقه امنی بود و گاهی که روابط تیره می گردید روابط دیگری جای آن را می گرفت. به عنوان مثال خواستگاری هلاکوخان از دختر ارساری بای.
زمین های وسیع و چشمه ها در اختیار رهبر طایفه قرار داشت به عنوان مثال ارساری بای 6 چشمه بزرگ و کوچک در بالقان های بزرگ و کوچک خرید و طبق نوشته ابولغازی آنها را به فرزندان خود میراث گذاشت، در منطقه شمال، سالرها، یموت ها، تکه ها، ساریق ها و احتمالا چاودیرها در اوست یورت و مونگ قشلاق به همان وضع سابق زندگی می کردند و عناصر مختلفی از ترکیب اقوام بوجود آمدند. مانند (سالرها، چاودیرها، ابدال ها، تکه ها) که به طوایف قدیمی بستگی هایی پیدا کردند. ترکمن های شمالی تر به صورت مستقل نماده وارد اردوی طلائی شده و کمی بعد سران ترکمن ها به القابی نظیر «اون بگ» (فرمانده ده تایی) ملقب گردیدند ولی آنها نقش مهمی در این لشکر نداشتند و ترکمن ها هرگز به مقامی نظیر «یوز باشی» (فرمانده صد تایی) نرسیدند. سران تیره ها و طوایف ترکمن در تقویت دین اسلام کوشیدند و در این ایام ترکمن ها دولت مستقلی نداشتند.
درباره تیره «قرابکاول» باید گفت که این تیره با بکاول مغول ها بستگی دارد و ریشه این تیره به حساب می آید. کمی دیرتر بکاول ها با تیره ای بنام «قرا» متحد شده بنام «قرابکاول» نامیده شدند.
در این دوران جریان پیدایی خلق ترکمن که با حمله مغول ها سست گشته بود سریعا رشد می کند و به صورت ترکمن های شمال یعنی اوست یورت و مونگ قشلاق زندگی می کردند. در عصر هشتم و نهم هجری این طوایف با قوم و خویشان خود متحد شدند و در اثر نبرد با خان ها، دوباره سبب پراکندگی ترکمن ها می شود، در نتیجه طوایف جدیدی کوچ کرده به این اتحادیه های جدید می پیوستند با از بین رفتن خان ها طوایفی که شرایط مشابه و ویژه بخود را حفظ کرده بودن به نام ترکمن ظاهر شدند اما با این عمل ترکمن ها با زندگی نیمه دامداری- کشاورزی و حتی خصوصیات فیزیکی (چهره و فرم مو ...) و تمدن و نحوه زندگی، بوط کامل با همسایگان خود (ازبک ها ، تاجیک ها، خوارزم، خراسانی ها) متفاوت بودند.
نتیجه هجوم مغول
هجوم مغول ها نع تنها سبب غارت مردم گردید بلکه آنان را از نظر روحیه نیز از پا افکند و وضعیت زندگی اقوام را از اساس تغییر داد. طوایف شمال خراسان و خوارزم به ویژه ترکمن ها زیان های زیادی از نظر عقب ماندگی کشاورزی و پرداخت خراج متحمل گردیدند. ترکمن هایی که در این مناطق زندگی می کردند زندگی یکجانشینی و کوچ را ادامه دادند. در قرن 8 هجری زندگی را به صورت روابط عشیره ای همراه با ملوک الطوایفی که صاحب زمین و رمه و چشمه بود ادامه می دادند.
پی نوشت:
1- ترکستان نامه، ص 865.
2- شجره تراکمه، ابولغازی.
منبع:
سیری در تاریخ سیاسی اجتماعی ترکمنها- امین الله گلی
+
نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 16:53  توسط ترکمن یگت
|
یمود ( یموت)
نوعی از اسب مشهور ترکمن است و منشاء بسیار قدیمی دارد. اسب یموت شکلی تنومند، خوش اندام و هماهنگ دارد و امتیاز آن در استقامت و سرعت است. نوع بسیار معروف آن کور اوغلی است. کور اوغلی اسبی است بردبار، تیزتک و سری خوش فُرم دارد. اسب یمود دارای یال بسیار ظریف و کم پشت، بسیار محکم و طاقت گرمای شدید را دارد، باوقار و با نزاکت بالا، بویژه برای مسابقه و اسب سواری در مسافت های طولانی مناسب است. سرو گردنی کوتاه و پایداری بسیار بالا و محصول آمیزه ی اسب ترکمن با اسب های نواحی جنوب ایران مانند، فارس و خوزستان است، که به منطقه ترکمن صحرا آورده شد. اغلب به رنگ سفید، رنگ پوست روباه و طلایی وجود دارد. اندازه ی بلندی آن ۱۴۷تا ۱۵۵ سانتی متر است.
آخال تکهاز نسل اسب های ترکمن کهن و باستانی است، که تا ۲۵۰۰ سال پیش نیز زیست داشته است. آخال تکه اسبی است با استعداد فوق العاده و همچنین منشی بسیار خودسر دارد. اسبی است با توانایی بالا، با سری راست، گردنی ظریف، طول متوسط، گاهی دارای شانه های اُریب. مچ پای برجسته و کفل افتاده دارد. اسبی کشیده و بلند، پاهای مقاوم با سمی سخت است. گاهی سینه کم عمق و باریک و گردنی همانند گوزن وارونه و کش دار بویژه با توانایی یورتمه خوب، مستعد برای کوه و کُتل است. پوست و یال ظریف و ابریشمین دارد. این اسب نزد قبایل تکه در استپ های شمال ترکمن صحرای ایران و جمهوری ترکمنستان موجود است. رنگ های اصلی آن کهر، خاکستری، سفید، طلایی رنگ، سرخ و سیاه کلاغی است. نام آن به لحاظ اینکه منطقه ای است که ترکمن های تکه در آنجا زیست دارند، خوانده شده است. بلندی اندام آن اغلب بین تقریبا، ۱۵۰ و ۱۶۰ سانتیمتر است. اسب آخال تکه دنباله اسب های کهن ترکی است و از زمانی که انسان اندیشمند وجود داشته، در استپ های جنوبی روسیه و آسیای مرکزی پرورش یافته، شاخص و بمثابه نماینده سه نوع اسب ما قبل تاریخ، که در دوران قبل از میلاد وجود داشتند، است، که تا چین قدیم مشهور و هواخواهانی بسیار داشته است. این اسب در جنگ ها و غارت ها تلفات بسیار داشته و در دوران حکومت تیمور لنگ شماری از آنها با مادیان های عرب اصلاح شد. نواحی پرورش اسب آخال تکه در ترکمنستان، قزاقستان،قیرقیزستان و ازبکستان است. اسب آخال تکه در اسب های اروپایی نیز در اصلاح نژاد پیش از همه در«ترکمن آتی» تاثیر خود را گذاشته است. پرورش اسب ترکمن به نام «ترکمن آتی» در اروپا درسال های ۸۸ /۱۷۸۶ بنام پرورش اسب فریدریک ویلهلم پایه گذاری شد.
چنارانمنطقه ای که قبایل گوگلان در بخش شرقی صحرای ترکمن سکنی دارند، وجود دارد. این نژاد در سال ۱۷۰۰ میلادی با آمیزش اسب نر ایرانی و اسب ترکمن ماده به وجود آمد. به گفته ای دیگر در دوران نادرشاه افشار برای تسخیر هندوستان که راهی دراز، دشوار گذر و ناهموار بود، از آمیزه ی سلیمی های عرب و اسب ترکمن به وجود آمده است. اسبی است نیمه خون و بلندی آن تا ۱۵۲ سانتیمتر می رسد. اسب چناران، باهوش و مهربان، دارای گردنی دراز، پشت و کمر متوسط و پاهای قشنگ است. اندامی تنومند و سترگ، دارای استقامت بیشتر در آب و هوای گوناگون و براحتی راه طولانی را درمی نوردد. به رنگ های سفید و قهوه ای وجود دارند.
قره باغیدر اواسط قرن نوزده در پرورش و اصلاح اسب قره باغ (در قره باغ قفقاز)، نوعی اسب جدید به نام جیران تکه به وجود آمد. این اسب از آمیزش نژاد آخال تکه با اسب قره باغ زاده شد. اسبی است با اندامی قوی، تنومند و بردبار برای گرسنگی و خستگی و برای اسب سواری بسیار خوب است. به رنگ های نیلگون، طلایی، قهوه ای روشن و ابرش یافت می شود.
ترکمناین اسب در اصل به مفهوم یک نژاد نیست، بلکه فرامفهومی است برای اسب های بسیار اصیل استپ های جنوب روسیه و مناطق هم مرز افغانستان و ایران. اسب های این گروه امروزه به صورت آخال تکه، چناران و یمود معرفی می شوند.
این اسب در کل دارای اندامی زیبا، سریع و استقامت بالا هستند، که از صد ها سال پیش رد پای خود را در بسیاری از حوزه های پرورش اسب در اروپا گذاشته است.
از بین نژادهای بالا باید گفت که آخال تکه یکی از نام آورترین آن با شهرت جهانی است که میلیون ها دلار ارزش دارد. آخال تکه تنها اسبی است که با اسب عرب میتوان سنجش کرد. آخال تکه اسبی است برای صحرا، مسابقه و گردش و تنها اسبی است که لقب های افسانه ای در ادوار کهن گرفته است. به نظر اسب شناسان آخال تکه کهن ترین نژاد اسب دنیا است. برای نشان دادن مقاومت این اسب، درسال ۱۹۳۵ از عشق آباد مرکز جمهوری ترکمنستان تا مسکو که ۴۱۲۸ کیلو متر است و ۹۶۰ کیلو متر آن ازصحرا و استپ تشکیل است، سواره می فرستند. این اسب این مسافت را در ۸۴ روز طی می کند.
این اسب همانطور که گفته شد، درمنطقه ای تحت نام واحه آخال تکه در امتداد شمال نشیب های سلسله جبال کوپت داغ در جمهوری ترکمنستان واقع است. آخال تکه در رشته تربیت در المپیک سال 1960 ( رم ) مقام نخست را کسب می کند. درسال 1932 اصول و مقرراتی برای پرورش آن به تصویب می رسد که اصیل بودن اسب را ضمانت کند. از سال ۱۹۴۱ از سوی روس ها در مورد این اسب هفت کتاب تحقیقی با عنوان های مختلف منتشر شده است. همچنین انجمنی بنام انجمن بین المللی پرورش آخال تکه در شهر مسکو وجود دارد که درسال 1995 در روسیه به ثبت رسید. نژاد های بسیاری از جمله نژاد اصیل عرب، انگلیسی و امثال آن، بر مبنای بکارگیری از نژاد آخال تکه به وجود آمده اند. بویژه تاثیر نژاد آخال تکه بر پرورش اسب های دُن، قره باغ، قره بایر و دیگر نژادهای اسب بسیار زیاد بوده است. بعداْ قره بایر برای اصلاح اسب های دُن و در قرن هیجده میلادی نژادهای قزاقی و قرقیزی به وسیله قره بایر اصلاح شد. این اسب با آب و هوای کویری و نیمه کویری دمساز است. نژاد آخال تکه اکنون درجمهوری ترکمنستان تکثیر می یابند و به گونه ای گسترده برای اصلاح و بهبود اسب سواری در استپ های جنوبی نواحی آسیای مرکزی بکار برده می شوند. اندازه های اسب آخال تکه برحسب داده ها چنین است:
بلندی گُرده 2،155 ، طول اُریب یا پهلو 155،6 ، دور سینه 169،2 ، دور مچ 19،8.
در کل اندازه این اسب (به تناسب) چنین است: 152 - 159،2 - 167،7 - 18،2.
منبع: بندر اسب
+
نوشته شده در دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 16:51  توسط ترکمن یگت
|
when every thing seems to be going against you remember that an air plain takes off against the wind not with it
وقتی به نظر می رسد همه مسایل خلاف جهت تو در حرکتند به یاد داشته باش هواپیما در خلاف باد می تواند اوج بگیرد نه در جهت آن!
مواقعی که به نحوی از موقعیت خود در زندگی دلسرد و مایوس
می شوم لحظه ای تامل می کنم و
به "جیمی اسکات کوچولو" می اندیشم.
قرار بود در مدرسه این پسر کوچولو،نمایشنامه ای اجرا شود و به
همین خاطر اولیای امور در نظر داشتند از داوطلبین شرکت
در این نمایشنامه امتحان به
عمل آوردند، جیمی اسکات نیز جزو این داوطلبین بود.مادر جیمی اسکات
می گفت:که پسرش خیلی علافه مند و امیدوار به ایفای نقش در این
نمایشنامه است اما ترسش از این بود که جیمی برای این
کار انتخاب نشود.روزی که قرار بود نقش های نمایشنامه را اعلام کنند
من با مادر جیمی برای آوردنش به مدرسه رفتم.جیمی اسکات به
محض دیدن مادرش به طرف او دوید و هیجان زده و با چشمانی که از
غرور می درخشید فریاد زد:"حدس بزن مادر،حدس بزن!"و سپس
آن کلماتی را بر زبان آورد که تا آخر عمر برای من به منشا یک درس بود:
"من انتخاب شدم که کف بزنم و تشویق کنم!"
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 15:58  توسط ترکمن یگت
|
موسيقي از نظر نقش پيام رساني و تاثير گذاري مي توان به گونه هاي زير تقسيم بندي كرد :
الف- موسيقي عاطفي :
اجراي اين موسيقي ها به صورت آوازي است مادر با آوايي حزين احساسا ت و آرزوهاي خود و تمايلات عاطفي خود را به فرزندانش ابراز مي دارد . اين گونه موسيقي را لالايي و در اصطلاح تركمني ( هودي) hudi مي نامند.
ب – موسيقي تغزلي :
در اين گونه همان طور كه از عنوان آن بر مي آيد خواننده سوز و گداز عاشقانه و شرح هجران و فراق معشوق را بيان مي دارد موسيقي تعزلي تركمني را مي توان به دو شكل ( لاله ) خواني lale و چوپاني خواني تقسيم كرد لاله را دختران جوان در جمع همسالان خود مي خواند . يكي از دختران سازي به نام (قاووز) كه همان زنبورك است مي نوازد و يكي از دختران كه از صداي خوشي بهره مند است مي خواند و شورش بر مي انگيزد .چوپاني خواني هم نوعي موسيقي تعزلي است كه چوپانان به همراه نواي ني خويش اشعاري را در شكايت از سختي روزگار و در هجران و فراق يار مي سرايد و مي خواند.
پ-موسيقي حماسي رزمي:
در اين گونه از موسيقي (بخشي)همراه با نواختن دوتار به خواندن اشعاري مي پردازند كه شرح قهرماني ها و حماسه آفريني ها ي مبارزين وقهرمانان ملي است شيوه اجراي اين موسيقي ها به صورت( نقل خواني) است.
ت- موسيقي بزمي :
اين گونه موسيقي ها در مجالس عروسي و جشنهايي از اين دست اجرا مي شود و اشعاري كه همراه با اين گونه موسيقي مي آيدمحشون از لطف و زيبايي و اميد به زندگي و ياد آور روزهاي خوشي مي باشد.
ث- موسيقي آييني :
اين موسيقي در آيينها و مراسم خاصي اجرا مي شود و در آن رابطه انسان با خدا و مفاهيم معنوي زندگي بيان مي شود
موسيقي آييني در چهار شكل 1-مولودي خواني 2-نوحه خواني 3- ذكر 4-پر خواني در ميان مردم رخ مي نمايد و هر كدام كاربرد و يژه اي در ميدان عمل خواص خود را دارا مي باشد .
منبع: عاشق ترکمن صحرا
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 13:7  توسط ترکمن یگت
|
به این وسیله من به طور رسمی از بزرگسالی استعفا می دهم و مسوولیت های یک کودک هشت ساله را قبول می کنم .
می خواهم به یک ساندویچ فرو شی بروم و فکر کنم که ان جا یک رستو ران پنچ ستاره است .
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است چون می توانم ان را بخورم .
می خواهم زیر درخت بلوط بزرگ بنشینم وبا دوستانم بستنی بخورم.
می خواهم درون چاله ای اب بازی کنم و باد بادک خود را در هوا پرواز دهم.
می خواهم به گذشته بر گر دم ٫وقتی همه چیز ساده بود ٫وقتی داشتم رنگ های جدول ضرب و شعر های کودکانه را یاد میگرفتم ٫وقتی نمی دانستم که چه چیز هایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .
می خواهم فکر کنم که دنیا چه قدر زیباست وهمه راست گو و خوب هستند.
می خواهم ایمان داشته با شم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که از پیچیدگی های دنیا بی خبرباشم .
می خوا هم دو باره به همان زندگی ساده ی خود برگردم ٫نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک های اداری٫ خبر های ناراحت کننده ٫صورت حساب٫ جریمه و...
می خوا هم به نیروی لبخند ایمان داشته با شم ٫ به یک کلمه ی محبت امیز٫ به عدالت٫به صلح٫به فرشتگان٫به باران ٫و به ...
این دسته چک من٫کلید ماشین ٫کارت اعتباری و بقیه مدرک ها مال شما .
من به طور رسمی از بزرگ سالی استعفا می دهم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 13:4  توسط ترکمن یگت
|
پوشاک مردان را می توان به دسته تقسیم کرد:
الف: سنتی/قدیم ب: جدید
پوشاک سنتی یا قدیم که تا قبل از رضاخان و تشکیل حکومت پهلوی رایج بود و پوشاک جدید که رضاخان به نام متحدالشکل کردن، تهاجم بزرگی را علیه پوشش اقوام ایرانی صورت داد که محصول غرب بود. در این بخش به بررسی پوشاک سنتی مردان ترکمن می پردازم.
1- پیراهن مردان
پیراهن مردان ترکمن، فراخ بود، آستین های گشاد که به صورت دامن تا چهار انگشت بالای زانو امتداد داشت. از این پیِراهن ها در تمام اوقات شبانه روز، هم به عنوان لباس رو و هم به عنوان لباس زیر استفاده می شد. اما امروزه چنین نیست و ترکمن ها نیز همچون دیگر اقشار ایرانی از پیراهن های دوخت شرکت های تولیدی استفاده می کنند.
مردان ترکمن در طرح یقه ی پیراهن از دو مدا پیروی می کردند:
الف) صوپی یقه/ صوفی یقه: یقه ای است مدور و بدون پایه. در سمت چپ این یقه، چاکی ایجاد می کردند تا پوشیدن و در آوردن آن آسانتر شود، اما دکمه نداشت و به جای آن از نخ چند لایه و به هم تابیده استفاده می کردند که به نام یاقایوپی/نخ یقه خوانده می شد. حاشیه ی این نوع یقه رامعمولا سوزن دوزی می کردند که چویژه نام داشت.
ب) کج یاقا/یقه ی کج: که به آن یقه کناری هم می گویند. یقه و سر آستین های این نوع پیراهن ساده است.
روحانیون ترکمن هنوز هم از پیراهن های سفید با دامنی بلند استفاده می کنند، اما یقه آن مثل سابق صوفی یقه نیست بلکه به تقلید از روحانیون فارس تهیه می شود که یقه ای مدور، پایه دار و دارای دکمه است. این پیراهن ها معمولا از جنس نخ های پنبه ای کتانی است.
2- چاتال
جامه ای بود سبک که در هنگام آلامان یعنی یورش به دشمن می پوشیدند و آن از جامه ی خانگی کوتاه تر بود.
3- بؤروک
بؤروک کلاهی است که دختر و پسر (هر دو) از آن استفاده می کردند و در هر دو سوزن دوزی شده است. با این تفاوت که بؤروک دختران مزین به انواع زیورآلات است اما بؤروک پسران، ساده و بدون زینت است.
4-تلپک
تلپک یا کلاه مخصوص ترکمن ها انواعی دارد به شرح زیر:
الف) کلاه معمولی که از پوست بره سیاه به نام قره کل تهیه می شد و کم پشم اما مجعد بود. این کلاه شکلی مخروطی ناقص دارد و معمولا جوان تر ها از آن، استفاده می کردند.
ب) کلاهی که از پوست بره سیاه اما پر پشم دوخته می شود و به شکل نیم دایره است. از این نوع کلاه، معمولا مردان مسن و به اصطلاح یاشولی ها استفاده می کنند.
تلپک ها با نام های مختلفی شناخته می شوند که عبارتند از: بوخار تلپک، دومه تلپک، شیپرمه تلپک، ثیکلمه تلپک
5- چاکمن
بالا پوشی است بلندتر از کت های معمولی و انواعی دارد:
الف) اینچه چاکمن: که از کرک نرم شتر تهیه می شود، بدین جهت جنس آن، مرغوب و ظریف است.
ب) یوغین چاکمن: که از کرک زبر شتر تهیه می شود.
6- جولبار/ شلوار
این پوشاک را مردان کهنسال، در روزهای جشن و از بالای تنبان می پوشیدند، جولبار، برشی معمولی داشت و از دو قسمت اصلی درست می شد:
الف) قسمت اصلی: که قوزک پاها را می پوشانید.
ب) خشتک: که برشی نزدیک به ذوذنقه ی دو قلو داشت. این نوع شلوار به وسیله ی نخی پنبه ای به نام اوچقورباق/ بند تنبان به دور کمر محکم می شد که از درون لیفه ی شلوار عبور می دادند و گاهی نیز به دو انتهای اوچقورباق به عنوان زینت، منگوله ای به نام هوتوز می بستند.
پارچه ی جولبار معمولا به رنگ نیلی بود و گوگ ماووت/ ماهوت آبی نامیده می شد.
7- بالاق/ تنبان
بالاق نیز مانند شلوار برشی ساده داشت، اما مردان مسن از پارچه ای سفید و برای جوان تر ها از پارچه های سبز و نیلی استفاده می شد.
8- أوچمک
این پوشش را فارسی زبان ها پوستین می گویند و مخصوص استفاده در فصل زمستان است که از پوست گوسفند یا بره تهیه می شود و بخش بیرونی آن را با استفاده از رنگ های طبیعی به رنگ زرد در می آوردند.
آستین پوستین، بلند و از شانه به سمت مچ دست باریک می شود اما قسمت جلوی آن بدون قلاب یا دکمه است. برای بستن جلوی سینه از قوشاق یعنی دستاری که به دور کمر می پیچند استفاده می شود. أوچمک انواعی درد و معروف ترین آن ثیلکمه أوچمک است.
9- پالتون / پالتو
پالتون نیز همچون اوچمک در زمستان ها مورد استفاده قرار می گیرد. روپوشی است از پارچه های راه راه که به صورت دامنی بلند با آستین های صاف و سوراخی در سر آستین ها دوخته می شود. قسمت جلوی این پوشاک مثل پالتوهای معمولی از هم باز است اما بدون دکمه در نتیجه برای ثابت نگه داشتن آن و پوشاندن جلوی سینه از کمربندی چرمی/ قوشاق استفاده می کردند.
10- دؤن
پوششی است اصیل و بلند که تا زیر زانو می رسد و برحسب رنگ و دوخت دو نوع است.
الف) قیزیل دؤن: که از ابریشم کاملا قرمز دوخته می شود.
ب) قارا مادون: که رنگ آن متمایل به زرد است. دوخت این پوشش یکنواخت نیست و از پارچه های راه راه و گاهی رنگارنگ تهیه می شود. بر حاشیه ی دؤن، نوارهای سوزنی دوزی شده از نوع آلاجایوپ (1) وجود دارد که موجب زیبایی دؤن می شود. بر کمره ی دؤن کمربندی از شال می بندند که قوشاق یا ترمه شال می گویند و گاهی نیز آن را با سکه های نقره ای آرایش می دهند.
پی نوشت:
1- آلاجایوپ: دو نخ سیاه و سفید یا تیره و روشن است که به هم تابیده اند.
نوشته شده توسط متین قزلجه(بایراق)
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 12:52  توسط ترکمن یگت
|
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = مردی از جنس باران
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 15:14  توسط ترکمن یگت
|